راهپیمایی......
بله..راهپیمایی ان هم برای روز ....دانش اموزی!!
یک حرکت از سوی دبیرستان و ان هم ۱۰۰٪ اجباری.عکس العمل من کمی مبارزه که نتیجه ان =سکوت
یعنی بی نتیجه
واقعا برای من جالب بود همه چیز اجباری شده است هنوز چیزی از ان واقعه تاریخی در زندگی من نگذشته است که بخواهد از یادم برود دبیر محترم برای جذب دانش اموزان برگزاری هر چه بهتر راهپیمایی٬اطمینان خاطر را برای نمره مستمر به انها می دهد !!؟؟؟؟
به من هم می گوید مشکلی ندارد بیا و نمره مستمر بگیر!!!من در ان روز به شدت ناراحت بودم چون اصلا از بیان کلمه مرگ خشنود و خوشحال نمی شوم و نخواهم شد به خاطر همین در طول مسیر در حال بررسی رنگ اسفالت خیابان بودم!
واقعا که عده ای از بچه ها حاضرند به خاطر چند نمره که نمی تواند هم بی دلیل کم کند حاضرند دست به هر کاری بزنند
مرا اشفته می کرد.برای انها که در جمع تشویق می شدند شعار مرگ سر دهند هیچ چیز ارزش نداشت و حاضر هستم شرط ببندم عده ای زیاد از انها حتی ۱دلیل هم برای کار خود نداشتند.برای انها زندگی بی معنا بود . عده ای هم که به دنبال گرفتن سهمیه و فعال شدن در ...دانش اموزی بودند و فکر می کردند با دادن شعار مرگ انها٬فردا در اسمانها پیگیر می شود و همه انها از بین می روند؟!و به حرف این فرشته ها گوش می دهند.
گذشته از انکه ما را با چه وضع فجیه بردند و لباسی مملو از شعارهای مرگ بر تن ما کردند و از کارشان هم راضی بودند٬با لاخره روز و راهپیمایی به پایان رسید .
پس از گذشته چند روز که هنوزتعداد روزهای گذشته از ان ۲رقمی نشده است دبیر عزیز با فرم های حلال احمر وارد می شود و به بچه ها کمیته های حلال احمر را توضیح می دهد تا رسید به کمیته صلح و دوستی ...
برای من بسیار جالب بود با چه جذابیتی این کمیته را باز می کند و از غرض ورزی و جبهه گیری در کمک رسانی در جنگ ها انتقاد می کنند.اصلا گذشته اش را بیاد نمی اورد!!!!!!!!
ابتدا فکر کردم به بیماری الزایمر مبتلا شده و چند روز پیش را فراموش کرده است ولی بعد فهمید که خیر چون کارهای من را در زنگ بعد برای کلاس b تحلیل کرده بود .نمی توانم درباره ان شخص نظر دهم ولی من هنوز هم از سر دادن مرگ برای هر کسی بیزارم؟
شما چطور.