تبليغاتX
عدم همکاری با کوئست را می خواهیم
تحلیل سیستم های هرمی,ماین.دایموند,کوئست , ای بی ال و ای وی یو

عدالت اجتماعی

هنگامی که برای نوشتن مطلبی پیرامون عدالت اجتماعی قلم را برداشته ام نمی دانستم باید یک موضوع تخیلی بنویسم یا با یک موضوع واقعی سرو کار دارم یا اینکه باید بارها و بارها واژه تبلیغاتی عدالت اجتماعی را در متن تکرار کنم.در حقیقت پرسش اصلی من این بود که ایا دست یافتن بشر به عدالت اجتماعی تحقق پذیر است؟

و اگر اینگونه است چگونه و چه محدوده ای برای عدالت بیان می کنند؟

کلمات و جملات درهم ریخته در ذهنم می چرخید تا جایی خالی برای نشستن بر روی کاغذ پیدا کنند.

تعاریف متعدی به چشمم می خورد از یونیان باستان تا فریدریش نیچه مرد هم نژاد1 خودمان در دوران معاصر.

در کتب مختلف به نکته ای مشترکی دست پیدا کردم که بیان کننده ارزش بسیار بالای عدالت در جامعه آرمانی افلاطون بوده است; زیرا ان را جز سه چیز ارزشمند درعالم معرفی نموده است, یعنی همان عدالت, جمال , حقیقت

او معتقد بود عدالت یعنی:(هرکس به آنچه حق اوست برسد)

به خاطرم امد فیلسوفان از همنوعان خود تعریف می خواهند و من هم سعی در استفاده از این صفت ارزنده فیلسوفان کردم و سعی در پیدا کردن تعریف حق کردم.در این میان به نظر اسپارت ها برخوردم وانها حق را بدینگونه بیان می کنند:

(حق بر کسانی است که در قوه مساوی باشند)

اما اگر نظر اسپارت ها را با افلاطون تلفیق کنیم به نقطه ای می رسیم که :عدالت هنگامی تحقق پذیر است که جامعه از تمامی الحاظ یکسان باشد.

اما ایا جامعه ای حقیقی وجود دارد که در تمامی الحاظ یکسان باشد !؟

ر این باره می توان به دو نظر اشاره کرد:

1-سوفسطاییان=سوفسطاییان معتقدند مردم به طبیعت یکسانند اما طبقات {جامعه}انها را از یکدیگر متمایز می سازد و قانون{مظهر عدالت}ساخته اقویا برای کنترل ضعفاست.

2-نیچه=نیچه معتقد است نه تمدن بد است نه طبیعت بلکه انسان ها از مادر نامساوی هستند.

این امکان وجود دارد که نیچه از این دید وارد شده است که اگر در جامعه ای فردی معلول وجود داشته باشد به طور یقین نیاز به رسیدگی برای معلول برابر افراد عادی نیست و باید بیشتر به انها توجه شود که در اینصورت در حق عده ی زیادی انسان های سالم اجحاف می شود از طرفی دیگر فرد معلول در معلولیت خود نقشی نداشته است!!

پس این بی عدالتی طبیعت چگونه است؟!

در پایان به نظر من عدالت تنها ساخته ذهن بشر است و یک شعار ازادیخواهانه{لیبرالیسم}بیش نیست.این نکته نیز شایان ذکر است که مطالب بیان شده دلیلی بر حمایت از بی عدالتی نیست و فقط بری روشن نمودن افکار از طریق بررسی نظر اندیشمندان پیرامون عدالت است و نتیجه ان جلوگیری از تبلیغاتی شدن این واژه است.

با توجه به نظر نیچه این بی عدالتی اکوسیتم طبیعت است و تغییر و مبارزه با ان سخت و حتی بی نتیجه است .

که ان را امروزه عده ای تندرو مطرح می کنند و نمی دانند در تندروی هایشان عده زیادی در مسیر حرکت تندرو ها لگد می شوند و در حق انها اجحاف می شود.

15/اذر/1384

پاورقی1-منظور همان اریایی بودن نیچه است

پی نوشته1-تاریخ فلسفه-اریل ویل دورانت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 12:16  توسط بامداد لاجوردی  | 

حکومت الهی

با توجه به آنچه که تا کنون خوانده ام به طور کلی جوامع از لحاظ سیاسی به سه شکل اداره می شوند:

1-حکومت دموکراسی-2-حکومت دیکتاتوری-3-حکومت الهی

حکومت الهی:این حکومت که به عقیده مدعیان آن ترکیبی حکومت الهی و حکومت پرطرفدار دموکراسی است.اما به عقیده من انچه که امروز در کشور های همچون ایران به مردم با عنوان حکوت الهی عرضه می شود چیزی جز راهکار و ابزاری برای کنترل و استفاده ابزاری از دین برای کنترل مردم توسط رهبران ان نمی باشد, به نکته جالبی که در نحوه تفکر رهبران این حکومت ها مشاهده می شود این است که سردمداران این حکومت ها با مقدس شمردن برخی مکان ها یا اشخاص قابلیت مورد انتقاد قرار گرفتن را پایین اورده در نتیجه منتقدان اجازه انتقاد ندارند که حاصل ان حکوتی به ظاهر ارام برای رهبران ان می باشد که برای سرکوب مخالفان خودشان از هیچ ابزار جنگی استفاده نکرده اند.

برای انکه بتوانم عقیده ام را برای شما بهتر بیان کنم باید بگویم در درون مردم هنگامی که روشنفکری در محافل غیر متفکر و دارای دید باز نظر و انتقادشان را مطرح می کنند با برخورد تند و زننده عده ای مواجه خواهند خواهند شد که ان امر برایشان مقدس بوده است.

به طور قطع این امر نیز برای شما واضح است که زیر سوال بردن و توهین به مقدسات اشخاص اغلب با عکس العمل منفی انها مواجه خواهد بود. این موضوع به عقیده من مهمترین ایراد وارد بر جوامعی است که با حکومت الهی اداره می شوند.

البته مشکلات این جوامع فقط در ناحیه سیاست وارد نیست و درحوزه های اعتقادی -دینی مردم نیز وارد می شود.

برای نمونه شما بارها در محافل مذهبی شنیده اید فردی شفا یافته توسط فلان مکان یا فلان شخص است و خود را شفا یافته ان قدیس می داند نکته جالبی که می توان ذکر کرد این است که در تمامی ادیان تک خدایی, خدا در راس امور قرار دارد و فقط پیامبران از جانب خدا قدرت معجزه دارند نه مجسمه آنها. به طور کلی شفا برای استفاده مادی نیست بلکه برای شناخت خداست و از قدرت خداست نه یک ابزار درمانی .

نکته دوم:مجسمه خود به تنهایی قدرت معجزه ندارد ولی فرد او را(مجسمه) را شفا دهنده خود می داند.

مقدس شمردن افراد و مکان ها و بیان شفا دهنده بودن انها بگونه ای است که دیگر قدرت انها را از خدای افریینده ی شان بالاتر برده است یعنی قدرت مخلوق از خالق کمتر است . این صحبت به طور یقین با مفاهیم اصولی اسلام در تضاد است و مغایرت دارد.

صحبتم را با مثالی پایان می دهم:

اغلب ماشنیده ایم افراد و مکان هایی که به علت تعدد نمی توان نام انها را برد فردی را شفا داده اند , ولی, کدامیک از شما تا کنون شنیده اید که خانه خدا(کعبه) فردی را شفا داده است؟!

بامداد3/آبان/1384

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 12:4  توسط بامداد لاجوردی  | 

چند روز پیش یک ..

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 دی1384ساعت 15:28  توسط بامداد لاجوردی  |