اصولا اخلاقیات است باعث می شه ما هنجار ها و نا هنجار ها را شناسایی کنیم .هنجارها برای ما بسیار زیاد هستند و همینطور نا هنجار ها ...از جمله هنجار قابل ذکر و مرتبط با موضوع ایجاد فضای سالم اقتصادی می باشد یعنی باید مبادله کالا سالم باشد و به عقیده من اصولی و علمی نه بگونه ای که فرضن کشورxدر آینده متضرر بشود.این عمل باعث وجه ایران در مبادلات اقتصاد به هم بخورد.
در مورد خروج عرض از مملکت بگم براتون
1- طبق قوانین بانک مرکزی هر فرد میتواند سالیانه 5000$ ارز از مملکت خارج کند.
2 - طبق امار گرفته شده در سال 1383 در هر روز 10 پرواز به مقصد انتالیا انجام شده که هر300 مسافر داشت یعنی در هر روز 3000 نفر مسافر ودر هر هفته 21000 نفر مسافر در هر ماه 84000 و در کل تابستان 252000 نفر به انتالیا رفته اند که اگر هر فرد بابت هزینه هتل,خوراک,خرید سوغاتی,و... 500 دلار هزینه کرده باشد ,126 میلیون دلار ارز از مملکت خارجشده است ارزی که برای خوشگذرانی وتفریح بوده است این در حالی است که طی 4 سال همکاری کمپانیبا ایران 120هزار محصول خریداری شده است که اگر قیمت هر محصول را به طور متوسط 700 دلار دردر نظر بگیریم رقمی معادل 84 میلیون ارز از کشور خارج شده است در حالی که حدود 38 میلیون دلار به صورت پورسانت و30 میلیون دلار به صورت طلا به ایران باز گشته است.بعلاوه یک فرصت شغلی که
پیش روی هزارها جوان گذاشته شده است وایجاد حس تعاون و اشنایی با تجارت الکترونیک روز دنیا وبالا رفتن اطلاعات تامین وضعیت معیشتی هزاران جوان ... در ضمن در هر کشوری در ابتدا کار بحث خروج ارز مطرح میشود; اما با خارج شدن شاخه ها از کشور پورسانتهای مربوط به ورود افراد خارجیبه کشور ما و به حساب الکترونیکی مردم کشور ما واریز میشود از انجا که کشور ما در حال حاضر جز کشورهای پیشرو در تجارت GOLD QUEST است ما در صدرکشور های جهان قرار خواهیم گرفت و سود اصلی را کشور ما خواهد برد در ضمن ما مخالف رشد سریع تجارت GOLD QUEST در ایران هستیم چون رشد سریع باعث ضربه شدید به اقتصاد کشور و ضرر افرادی که عضو این کمپانی هستندخواهند شد. ***در سیستم باینری هر فرد به مقدار تلاشی که انجام به پورسانت میرسد. مانند زندگی روزمره خود ما
که هرچه بیشتر کار کنیم یشتر در میاوریم. پس کسی که در راس قرار دارد سود نمیکند مگر اینکه در زیرمجموعه خود بالانسی در چپ و راست خود ایجاد کند اگر نتواند سود نخواهد کرد . وکسی هم که زود تر وارد میشود دلیل بر سود بیشتر برد ن نیست. مگر اینکه شما بخواهید یک طرفه قضاوت کنید. اما چرا این کار جرم اعلام شد هم غیر منطقی هست چون هر فرد با توجه به علاقه وانگیزه خودش واردسیستم میشه و با اگاهی کامل و هیچ تعدیدی وزوری هم وجود ندارد هر فرد میتواند طبق قانون بانک مرکزی سالیانه 5000 دلار ارز از مملکت خارج کند .اما چرا کار حرام اعلام شد؟باز هم منطقی نیست1- در این کار محصول مشخص است(قابل تصرف , جنس مورد معامله هم حرام نیست(2- مقدار دست مزد هم مشخص میباشد و هر کس هم بتواند بازاریابی بیشتر انجام دهد بیشتر درامد دارد
3- اگر منظور از حرام این است که کسی که سر شاخه میشود و چون کار انجام نمی دهد و زیر مجموعهکارها را انجام میدهد باز هم باید بگویم که غلت است که اینکار حرام است چون این فرد هم یک روز زیرمجموعه شخص دیگری بوده است ودر ان موقع فعالیت انجام داده تا به اینجا رسیده مثل یک فرد باز نشستهیک فرد باز نشسته هم مزد 30 کار خودش در زمان باز نشستگی میگیره پس اگر این کار حرام باشه مزد 30
سال کار باز نشستگی هم حرام هست.اگر باز موضوعی است عنوان کنید تا روشن شود که کجا کار حرام است تا جواب بدهمدر ضمن از تبلیغات منفی شما کمال تشکر رو دارم چون من رو با انگیزه میکنه نسبت به کارمدر ضمن تبلیقی هم برای کمپانی انجام میشه واین خیلی خوب است و کار مارو راحت میکنه
شرمنده از این که این پست یک مقدار زیاد است ولی در جواب نظر اول باید گفت:
دوست عزیز باید بگویم قانون با بیان این موضوع می گوید شما هنگام خروج از کشور باید ریال ایران را فرضا به دلار change{تغییر}بدهید بهتر بدین گونه معنی کنم که پول در خود بانک ایران به چرخه در امد نه در کشوری دیگر.و قطعا دولت ایران در این چرخه سود می کند و اخیرا این سود در صندوق ذخیره ارزی می رود و در نهایت شاخت و ساز!!
نکته دوم این است که :اگر از طریق پول مسافران انتالیا{طبق مثال}جنسی وارد کنند در ایران ان جنس یا همان قیمت یا گرانتر است نه ارزانتر .ولی این جنس نه تنها در ایران بلکه در کله دنیا ارزانتر است پس پول زیادی در جیب انها رفته است و به این دلیل است که قانون مخالف رواج این سیستم است.
نظر دوم:دوست عزیز شما اگر با سیگاری ها صحبت کرده باشید کسی انها را به اجبار سیگاری نکرده بلکه تبلیغات از جمله بیان احساس ارامش باعث جذب شدن انها می شود. ایا به نظر شما در سیگاری شدن اجباری است؟ در این سیستم هم همینطور است یعنی بیان ان مبالغ زیاد یا تصویر سواحل قناری باعث جذب شدن می شود .
۳-علت حرام بودن فقط عدم فعالیت نیست بلکه کم فروشی و متضرر شدن زیر دست در زمان اشباع جامعه است.
فردا منتظر جواب نظرات خود باشید
در ضمن خدمت یه دوست این جا محل پیدا کردن زیر گروه نیست.
از بینندگان می خواهم که نظر خودشون را در مورد این نظر که توسط یکی از اعضا در مورد مطلب فوق داده شده بدهند!
رييس كميسيون قضايي مجلس گفت: ما قصد محدود كردن تجارت الكترونيكي را نداريم. چون گسترش تجارت الكترونيكي با ممنوعيت كلاهبرداري ممانعتي ندارد. براي توسعه تجارت بايد راههاي كلاهبرداري را مسدود كرد.
وي درخصوص شرايط تفكيك كلاهبرداري از تجارت الكترونيكي گفت: پيشبيني نحوه سرمايهگذاري شركتها، مسير توسعه و نهايتا نتيجه نهايي فعاليت موسسهها بهصورت دقيق در قانون تعريف ميشود تا تجارت الكترونيك به كلاهبرداري آلوده نشود.
وي افزود: كميته تخصصي از نمايندگان وزارت اطلاعات، مركز پژوهشها، وزارت امور خارجه، اقتصاد و دارايي، بانك مركزي و كارشناسان مستقل دعوت ميكند تا اين قانون به صورت كارشناسيتري تدوين شود.
رييس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس درخصوص پيشبيني خود از زمان ارايه اين طرح به صحن علني مجلس گفت: فكر نميكنم خيلي طول بكشد. چون همه منتظر اين قانون هستند، بنابراين در اولويت قرار ميگيرد و به احتمال زياد در دو هفته آينده تصويب خواهد شد.
اكثر مردم ايران دانش مناسبي از تجارت الكترونيك ندارند و به همين دليل آن را با شركتهايي نظير گلدكوئيست اشتباه ميگيرند. اين در حالي است كه اين دو پديده، تفاوتي جدي با هم دارند.
Network marketing يا تجارت شبكهاي، شيوه جديدي از بازاريابي است كه در آن، فاصله تاريخي ميان بازارياب و مصرفكننده برداشته ميشود. بدين ترتيب، فردي ميتواند همزمان مشتري و بازارياب يك محصول باشد. اين شيوه به دليل آنكه مشتريان و اعضاي آن پس از آشنايي با يك محصول، به معرفي و بازاريابي آن ميپردازند و در عينحال از اين فعاليت خود سود ميبرند، ميتواند بيش از شيوههاي سنتي مفيد باشد. همچنان كه استفاده از ارتباطات الكترونيكي مانند اينترنت به اين شيوه مزيت ميبخشد.
شرح کامل خبر فردا................
باور کنید من حتی یک دلیل این نظر را هم نفهمیدم چه برسد به ۹۹۹دلیل دیگر و خارج از شوخی از ایشان می خواهم که دوباره نظر خودشونو واضح بنویسند.
با سلام خدمت شما دوستان
من یک کوئستر هستم و تازه کارم رو شروع کرده ام واز روز اول به من اعلام شد که:
1- سکه من با مبلقی که پرداخت میکنی برابر نیست وبا اطلاع از این موضوع وارد سیستم شدم
در مورد قیمت سکه عرض کنم که چرا قیمت سکه با مبلغ اولیه ای که پرداخت میشود مطابقت ندارد
1- برای هر سکه مبلغی از طرف کمپانی به ان مرجعی که اجاره ضرب سکه رو داده پرداخت میشه که
معادل 100$ میباشد.
2-هر بانکی که سکه ها رو گارانتی میکنه مبلغی از خود کمپانی دریافت میکنه که معادل 250$ یا در بعضی
از محصولات که گرونتر هست 500$.
3 - همچنین 50$ برای دستمزد کارگرها که این سکه رو ضرب میکنن
4 - هزینه ای که بابت سرمایه گذاری تو سیستم
5-60$ هم برای هزینه پست محاسبه میشود.
نتیجه:
60$+50$+250$+100$+ و $100 تا 150$
یعنی:هزینه پست + دستمزد کارگر+ مبلغ گارانتی + هزینه مجوز ضرب سکه +هزینه سرمایه گذاری تو سیستم
باعث شده که قیمت محصول بالا بره .
وقتی من متن فوق را خوندم برایم جالب بود که کسی با این دلایل بتواند علت گران بودن سکه ها را قبول کند!!
بهنام ۱۴عزیز اصولا وقتی روی یک کالا ارزش گذاری اصولی می کنند چندین فاکتور را در نظر می گیرند که در ان دستمزد کارگر و قیمت ماده اولیه نقش اساسی دارد و هزینه پست را هم نمی توان مجهول دانست !منظور این است که همه این ها در قیمت محاسبه شده است و پولش از شما گرفته می شود در نتیجه این اتفاق برای همه کالاها می افتد یعنی فردی که به عنوان طلا فروش قیمت می گذارد تمامی ان ها به جز هزینه پست را محاسبه می کند پس باید فقط ۶۰دلار تفاوت داشته باشد.
۲-کوئستس ها مدعی هستند که در نتورک فعالیت می کنند و در تعریف نتورک ما حذف واسطه و در نتیجه کمتر بودن قیمت از بازار سنتی را می توانیم در یابیم.
از شما می خواهم نظارت خود را به خاطر سهولت در رسیدگی در متن پایین بنویسید![]()
پیشاپیش از جناب اقای حسین قربانی نسبت به دقت نظر بر مطالب وبلاگ و بعلاوه بیان نظرات خود سپاسگزارم.
جناب اقای قربانی قبل از جواب به نظر شما مسائلی است که لازم می دانم انها را مطرح کنم تا نتیجه بر همگان قابل قبول باشد.
۱-ایران کشوری در حال توسعه است و به همین دلیل دچار تحولاتی می شود که ممکن است در طی ان زمان بازار کار دچار لطمه شود البته لازم به ذکر است از دیدگاه قانون باز هم وظیفه دولتمردان ایجاد اشتغال است و این موضوع نمی تواند عملکردهای اشتباه انها را توجیح کند پس درک این موضوع که مشکلات ناشی از در حال توسعه بودن است آسان می باشد.
۲-جناب قربانی لازم به ذکر است اگر علت فقط وجود مشکلات معیشتی و نیت فقط حل کردن ان است .
پس چرا ما حضور افراد ۱۷-۱۶سال یا حتی پایین تر را می بینیم که این سن حتی در کشورهای سطح پایین نیز کار کردن ممنوع است حضور دارند با چه توجیحی است؟ایا جلسات پرزنت انقدر قانون مند است که ابتدا از شما شناسنامه می خواهند؟؟؟؟!!!!!!جالب است بدانید نتورک واقعی هم شرط سنی دارد!؟
۳-ایا شما می دانید که خارج شدن این سرمایه از کشور خود به تنهایی می تواند در افزایش نرخ بیکاری نقش داشته باشد؟ آگاه باشید که با ارز خارج شده توسط کوئست می توانیم حدود ۳۶۰ هزار فرصت اشتغال در شهر ها و روستا ها ایجاد کرد.البته بدانید که من هم تا حدودی با نظر شما موافق هستم ولی برای افراد بدون اگاهی نه افرادی که تحصیلکرده هستند و فقط به علت سطحی نگری و عدم توجه به گوشزد متخصصان امر اقتصاد به سرعت تصمیم خود را گرفته و فعالیت می کنند.{برای دیدن امار فوق ارجاع به ارشیو}
۴-ایا به صرف اینکه کار نیست باید دست به هر کاری زد تا به پول رسید؟
یا با این سوال چرا ما دزدی نمی کنیم؟
در جواب دو سوال می گویم اخلاقیات حاکم بر جامعه به ما اجازه نمی دهد که این کار را انجام دهیم و قانون نیز ما را با مجازات در صورت بروز تخلف از انجام کار باز می دارد.
مثال:سرقت و کلاهبرداری در تمام کشور ها جرم است و با فرد خاطی برخورد می شود!!
مسئله کوئست و هرمی ها یا ماین و ای بی ال و ای وی یو ....همین است این گونه سیستم ها حتی در ایالات متحده هم بنا بر نظر FTC {متخصصان اقتصاد و ارجاع به ارشیو}ممنوع شده است و اجازه فعلیت ندارد*
*البته معدود شرکت ها ی لوازم ارایشی هنوز به صورت کنترل شده فعل هستند.
حتما این خاطره را بخوانید!!!!
ابتدا می خواهم برای شما شرح حالی از حال و هوای جلسه بگم...
۱-تعریف و تمجید از افرادی که در حال پرزنت بودند:این اقا دارای پتانسیل بالا و مسلط به اینترنت است{با اینکه طرف من را فقط یه بار برای خرید کارت اینترنت تو کافی نت دیده بود.
۲-ایجاد سکوت:دستور فرمودند که ظبط خاموش بشه برای اینکه حرف های خودمون بهتر است.![]()
۳-اماده کردن ذهن برای انگیزه ایجاد کردن مسئله ای مهم:خاموش کردن گوشی ها
۴-صحبت از پول های مفت:فلانی دیروز ۲۰۰$ گرفته یا اشکال نداره چند ماه دیگه خودمون فلان چیز را می خریم.
شروع شد..............ساعت ۱۸:۵۰
بعد از ان هم که دیگه خودتون می دونید که یه جوری از شرکت تعریف و تمجید می کنند که انگار هیچ عیب و ایرادی ندارد و همه اش درست و حسابی است و کل اقتصاد دان ها تائیدش کردند یه مثال هم الان می زنم:
--پرسید شما فکر می کنید ظرف چند وقت می تونید ۲ تا زیر گروه پیدا کنید
--من:ظرف ۳-۴ هفته
--گفت:افرین.....پس ظرف یک سال می توانید ۵۰۰چپ و ۵۰۰راست داشته باشید تازه این شرایط بد بینانه است![]()
--من:در ذهنم گفتم خوب این شرایط بد بینانه است اگر خوش بینانه بود چی می شد.
خلاصه..................................................
تمام شد و گفت :سوالی دارید؟؟؟؟
و در این لحظه بود که میدان افتاد دست من منم از فرصت استفاده کردم و شروع به حرف زدن کردم و به انها گفتم که این سیستم اشباع می شود.
انها گفتند نه ....
گفتم یک شهر ۱۰۰نفر را فرض کنید در ظرف...{حرفمو قطع کردند و گفتند:ما ۶ میلیارد جمعیت داریم نه ۱۰۰نفر ![]()
![]()
گذشت و گذشت من گفتم ایا متخصص اقتصادی این را تایید کرده است ؟
گفتند:انها یعنی{ متخصصان اقتصاد} چیزی از نتورک نمی داننند؟!!!!!!!![]()
گلدکوئست بازها ميگن کسي که توي گلدکوئست مياد ضرر نميکنه چون يه سکه ميخره که به مرور ارزش افزوده پيدا ميکنه .
۱- کسي که يه سکه از گلدکوئست ميخره اگه همون موقع خواست سکش رو بفروشه مجبوره که با نصف قيمت بفروشه پس همون موقع ضرر ميکنه .
۲- هيچ تضميني نيست که سکه حتما بعدا گرون بشه . هيچکس هم تا حالا نديده . همه شنيدن . مثلا يکي ميگه سکه پاپ توي کريمخان ۳۰۰۰ دلار خريد و فروش ميشه ولي وقتي ميپرسي کدوم فروشگاه توي کريمخان سکه رو ۳۰۰۰ دلار ميخره ؟ جواب نميشنوي .
۳- بعضي سکه ها که شرايط مخصوصي دارن به مرور زمان گرون ميشن . اون سکه ها پشتوانه تاريخي دارن ولي سکه هاي گلدکوئست اين ويژگي رو ندارن . حتي همونا که گرون ميشن بعد از صد و خورده اي سال ، هزار تا دو هزار دلار گرونتر ميشن . يه سکه هزار دلاري گلدکوئست که اونو ۵۰۰ دلار بيشتر ازت نميخرن حتي اگه صد سال ديگه ۲۰۰۰ دلار گرون بشه دقيقا عين اينه که ۵۰۰ هزارتومان پول رو يه جا بخوابوني بعد از صد سال دو ميليون تومن سود کني . اين ديگه سود نيست ضرره .
۴- توي گلدکوئست اگه بالا دستي سود کنه به قيمت ضرر کردن تعداد زيادي پايين دستي هستش .
| موسي قرباني، نماينده قائنات در مجلس در گفتوگو با خبرنگار" ايلنا" خبر از تصويب كليات طرح ممنوعيت شركتهاي داراي هرم زنجيرهاي در ايران داد و گفت: براساس اين طرح مقرر شد كه فعاليت شركتهاي گلدكوئيست، گلدماين EBL و يا شركتهايي كه داراي چرخه هرموار هستند، متوقف شود. وي افزود: پس از تصويب كليات اين طرح در جلسه امروز جزييات آن نيز در جلسه آتي كميسيون بررسي خواهد شد. عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم در پايان خاطرنشان ساخت: بررسي مراحل پاياني اصلاحيه قانون ديوان عدالت كه توسط رييس قوه قضاييه به كميسيون ارايه شده است، از ديگر موراد مورد بحث در اين جلسه بود. |
||
با سلام
قضاوت با شما
دوستانی که تازه می خواهند وارد این گونه شرکت ها شوند باید با منطق گفتگوی ما{مخالفان} و انها{طرفداران} اشنا شوند.
یعنی باید بدانند دوستان کوئستی یا ماینی یا امثال ان چگونه بحث می کنند و ما{گروه مخالف} چگونه؟ چون حق شماست که اگاه باشید.!!
من هم از شما می خواهم قضاوت خود را در این باره در قسمت نظرات بنویسید.....
این نظر یکی از عزیزان کوئستی است"
ننگ بر شما ! شما که خودتون پول مردم رو می خورید چرا نمی زارید مردم کمی پول در بیارن ! اگه موجودات کثیفی مثل شما بذارن نتوورک مارکتینگ هیچ مشکلی نداره .
دزدان کثیف ! به نام اسلام مردم رو دار می زنید ....
جواب من یکی از مخالفین کوئست:
عمدتا در بحث ها هر کس ناسزا{ننگ بر شما} بگوید واضح است که توان گفتگو ندارد که ناسزا می گوید و من هم نمی دانم ان {ننگ}چی بود و ان {شما}!!!!!!!!!
خلاصه مطلب:در ابتدا من مخالف کوئست و شبیه به ان هستم
من ابتدا به ایشان توصیه می کنم که معنی اصلی نتوورک را پیدا کنند نه انکه در جلسات پرزنت مطرح می کنندزیرا انها می فقط می خواهند مشتری داشته باشند و زیر گروه های خود را کامل کنند و دلسوز شما نیستند.خوب ایشان می توانند در مطالب همین وبلاگ معنی اصلی نتورک را مطالعه کنند و من هم برای اثبات صحت مطلب از منابعی که اکثر دنیا قبول دارند استفاده می کنم مانند: اف تی سی
و بی بی سی و...
قضاوت با شما
|
||||||||||||
ببخشید نرسیدم مطلب را ویرایش کنم
EVU سیستم به اصطلاح جدیدی است که لازم از مضرات ان اگاه باشید
فردا منتظر باشید تا با اطلاعات کامل براتون بگم.
| بازاريابي چند سطحي در اواسط قرن گذشته به عنوان يک پديده اقتصادي- بازرگاني مطرح شد. در طي ساليان گذشته عدهي کثيري از شرکتها و افراد سودجو از اين شيوه بازاريابي جهت منفعتطلبي شخصي استفاده کردهاند که پيآمدهاي بد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي را به همراه داشته است. در برخي کشورها عدم برخورد مناسب با اين پديده ناسالم اقتصادي و کوتاهي مسئولان دولتي در کنترل و محدود کردن اينگونه فعاليت هاي منجر به حوادث ناگوار اقتصادي و اجتماعي براي مردم اين جوامع گشته است (B,C). بطوري که اعتراض شديد مجامع دولتي، حقوقي و حتي سازمانهاي غير دولتي (1) را برانگيخته است. در بسياري نقاط جهان مبارزه با اين عملکرد غلط اقتصادي در رده مبارزه با مسائلي همچون معاملات فريبدهنده (2)، پولشويي (3) و کلاهبرداي قرار دارد. در اين فرصت کوتاه سعي شده است که با بررسي و ذکر تعاريف متنوعي که از اين پديده توسط نهادها و مجامع رسمي و مسئول شده است، مفهوم صحيح اين پديده صرفنظر از تعدد واژگاني که براي آن بکار ميرود، ارائه شود؛ و در ادامه مقاله ملاکها، نشانهها و علائمي که حاکي از غيرقانوني و ناسالم بودن اينگونه فعاليتها هستند، مورد برررسي قرار ميگيرند. سپس نهادهايي رسمي و دولتي که در کشورهاي مختلف در ارتباط با اين پديده مسئول و فعال هستند معرفي شدهاند. در تمامي قسمتها سعي شده است تا مطالب گفته شد کاملاً مستند باشد، و منابع و مأخذ مربوطه بطور دقيق ذکر شوند. طرح هرمي (4)، بازاريابي شبکهاي (5)و بازيابي چند سطحي (6) چه مفاهيمي هستند؟ طرحهاي هرمي(PS)، بازاريابي شبکهاي(NM) و بازاريابي چند سطحي(MLM) امروزه با چنان تنوّع شکل و عملکردي ظاهر ميشوند که به سادگي نميتوان آنها را از فعاليتهاي سالم اقتصادي تفکيک کرد. عليرغم اين، همگي يک ويژگي خاص را دارا هستند؛ اين نکته که همگي به مشتري يا سرمايهگذار سود زيادي را مبتني بر گرفتن اعضاي جديد جهت اتصال به طرح و نه بر مبناي سود ناشي از سرمايه گذاري واقعي يا فروش واقعي کالاها يا خدمات، ارائه ميکنند. ممکن است برخي طرحها تضاهر به فروش محصول يا ارائه خدمات کنند، اما در واقع فقط محصول يا خدمات را براي پنهان کردن ساختار غيرقانوني فعاليتخود، بکار ميبرند. اين درحالياست که بازاريابي چند سطحيِ سالم روشي براي خرده فروشي و رسيدن محصول به دست مصرفکننده واقعي نه از طريق فروشگاهها بلکه از طريق زنان و مردان مستقل يا همان توزيعکنندهها است، که غالباً در خانه مشتري صورت ميگيرد. بطور کلي تا چند دهه پيش وقتي يکي از اين روشهاي بازاريابي بعنوان يک فعاليت اقتصادي ناسالم شناخته ميشد، از الفاظ "طرح هرمي"، "نقشههاي هواپيمايي" (7) ، "طرحهاي پونزي" (8) يا "زنجيرههاي بيپايان" (9) براي آن استفاده ميشد و الفاط "بازاريابي شبکهاي" يا "بازاريابي چند سطحي" غالباً به فعاليتهاي اقتصادي سالم اطلاق ميشد. اما ذکر اين نکته ضروري است که امروزه صرف اظهار لفظ بازاريابي شبکهاي يا بازاريابي چند سطحي در برنامههاي بازاريابي يک شرکت، نميتواند دليلي بر سالم بودن اين فعاليت اقتصادي باشد. و "غالباً شرکتها يا افراد متخلف از اين بازي کلمات جهت اغواي مشتريان و سالم جلو دادن فعاليت خود يا فرار از قانون استفاده ميکنند." بطور مثال در اين قسمت تنها اشارهاي به قسمتي از قوانين ايالت ماساچوست آمريکا ميشود که در آن مستقيماً از لفظ بازاريابي چند سطحي جهت ممنوعيت اين فعاليتها، استفاده شده است: "Prohibited Activity: …any "multi-level marketing" program wherein the financial gains to the participants are primarily dependent upon continued, successive recruitment of other participants and where retail sales are not required as a condition precedent to realization of such gains…" (A) "فعاليتهاي ممنوع: ... هر برنامه "بازاريابي چند سطحي" که در آن سود مالي شرکتکنندگان عمدتاً وابسته است به پيوستگي و به عضويتگرفتن موفقيتآميز ديگر شرکتکنندگان و جائيکه خردهفروشي(فروش به مصرفکننده آخر) بعنوان يک شرط موءثر نيست بر تحقق چنين سودي" اما صرفنظر از قانوني يا غير قانوني بودن اين نوع فعاليت، روش عملکرد آن چيست؟ PS، NM يا MLM يک مدل تجارتي بوده که بر پايه فروش مستقيم (10) و تشويق بازريابها ميباشد. به عنوان مثال يک تجارت مستقل شخصي (11) را در نظر بگيريد که مايندهاي از يک شرکت بزرگتر بوده و با فروش محصولات آن شرکت مادر درصدي را به عنوان حقالزحمه بازاريابي و فروش محصول دريافت ميکند. حال اگر اين IBO يک سري IBO ديگر را به شرکت مادر به عنوان نماينده فروش شرکت معرفي کردهو اين عمل توسط IBOهاي زير مجموعه نيز تکرار شود، تشکيل شبکهاي دو سطحي ازIBOها را داده و علاوه بر بورسانتي که بابت فروش محصولات توسط خود IBO دريافت ميکند، به ازاء ميزان فروشي که IBOهاي زير مجموعه او و همينطور IBOهاي زير مجموعه آنها و الي آخر ميفروشند نيز پورسانتي دريافت کند. اين ساختار فروش و تجارت به شبکهاي از IBOها تبديل شده که به روش بازاريابي شبکهاي(NM) يا بازريابي چند سطحي(MLM) معروف شده است. انگيزه پيشرفت اين ساختارها کسب حق بازاريابي بيشتر است. همانطور که گفته شد ميزان حقالزحمهاي که IBO اول دريافت ميکند، به ميزان فروش IBOهاي زيرين او وابسته است. بنابراين اين IBO سعي خواهد کرد تا تعداد بيشتري IBO در زير مجموعه خود داشته باشد و چنانچه در تعداد IBOهاي مستقيم خود محدوديت داشته باشد (12)، سعي خواهد کرد تا تعداد سطحهاي زيرين خود را افزايش دهد. همين ساختار ممکن است در حالتي که اصلاً هيچ فعاليت اقتصادي يا فروش محصولي نيز نباشد هم بکار برود. در اين حالت سيتسم دچار مبادله پول در سطوح مختلف و غالباً از سمت پايين ساختار به سمت بالاي آن مي شود. اينگونه سيستمها در دهه 60 و 70 قرن گذشته در سراسر جهان و حتي در برخي کشورها (13) تا پايان هزاره گذشته نيز فعال بودند (B,C). امروزه با توجه به محدوديتهاي شديدي که از جانب دولتها براي جلوگيري از فعاليت اينگونه ساختارها اعمال ميشود، غالباً فعاليت ساختارهايي که کاملاً بدون محصول يا خدمات هستند، بسيار کاهش يافته است. ولي فعاليت اين شرکتها و افراد با پوشش فروش کالا ادامه دارد و عليرغم پيشرفت و به روزآوري قوانينِ منع کننده، اينگونه فعاليتها همچنان ادامه دارد. "بنياد آموزش فروش مستقيم" (14) آمريکا اينگونه فعاليتها را به اين صورت تعريف کرده است: "Pyramid schemes are illegal scams in which large numbers of people at the bottom of the pyramid pay money to a few people at the top. Each new participant pays for the chance to advance to the top and profit from payments of others who might join later. "(D) "طرحهاي هرمي، طرحهاي غير قانونياي هستند که در آن تعداد زيادي از مردم در پايين هرم به تعداد کمي در بالاي هرم پول پرداخت ميکنند. هر شرکت کننده جديد براي شانس پيشقدم بودن در بالا و سود ناشي از پرداخت افرادي که بعداً ملحق ميشوندة پول پرداخت ميکند." در قوانين فدرال و قوانين ايالتهاي مختلف آمريکا نيز تعاريف مختلفي براي اينگونه فعاليتها ذکر شده است، که در آنها از الفاضي همچون طرح هرمي، طرح پيشرو هرمي(15) (E,F) ، نقشه فروش ارجاعي زنجيرهاي (16) (E,F)، طرح توزيعکننده زنجيرهاي (17) (G)، فروش يا اجاره ارجاعي يا زنجيرهاي ارجاعي (18) (G)، ساختار فروش هرمي (19) (H) استفاده شده است. بطور کلي درونمايه تمامي اين الفاظ يکسان ميباشد ولي از لحاظ نحوه برخورد، مجازاتها و دليل غير قانوني بودن در ايالتهاي مختلف تفاوتهايي ميباشد که تاثير چنداني بر کليّت امر ندارد. همانطور که از مطالب گفته شده مشخص است. اگرچه تعريف دقيقاً يکساني براي اينگونة فعاليتهاي اقتصادي ناسالم وجود ندارد ولي تعاريف ارائه شده توسط سازمانها و مجامع رسمي مسئول تقريباً يکسان ميباشد. همگي بر غيرقانوني بودن و ناسالم بودن اينگونه فعاليتها متفقالقول هستند. اگرچه بررسي دقيق هر فعاليت بازاريابي چند سطحي بعنوان يک پرونده مجزا و منحصربفرد لازم است تا سالم و قانوني بودن آن محرز شود، ليکن در ادامه خلاصهاي از برخي معيارهايي که نشانگر تطابق يک فعاليت با اينگونه فعاليتهاي ناسالم و غير قانوني هستند، بررسي خواهند شد و برخي علائم و ملاکهاي لازم براي سالم بودن طرح بازاريابي چند سطحي بيان خواهد شد. تفاوتهاي دادوستد قانوني با طرح هرمي استتار شده در قالب NM و MLM اقدامات قانوني انجام شده در دهههاي گذشته عليه شرکتهاي MLM نشان ميدهد که ميتوان اينگونه شرکتهاي غيرقانوني را به دو دسته اصلي طرحهاي هرمي تقسيم کرد، که نحوه برخورد با آنها و قوانين بکار رفته براي برخورد با آنها نيز کمي متفاوت از يکديگر است: 1- هرمهاي غير قانوني نوع الف: اينگونه هرمها که کمي قديميتر هستند، قانون بختآزمايي را نقض ميکنند. بختآزمايي زماني غير قانوني ميشود که شخص بريا شرکت در آن پول پرداخت کند يا چيزي را بخرد. شرکتهاي MLM زماني غير قانوني مي شوند که ممکن است شرکتکننده، بعنوان توزيع کننده، جهت اجازه شرکت در سيستم جبرانسازي، پول يا چيز با ارزشي را پرداخت کند که در اين سيستم جبرانسازي شانس در ميزان کميسسوني که فرد دريافت مي کند دخيل است. اين نوع شامل سه قسمت است: a. نقل و انتقال پول يا شي جهت حق يا اجازه شرکت در سيستم b. انتظار سود داشتن c. ميزان سود بجاي وابستگي به مهرات و فعاليت شرکتکننده وابسته به شانس است. بسادگي ميتوان نقش شانس را در ميزان سودي که يک فرد در اينگونه سيستمها بدست ميآورد، مشاهده کرد. بطور مثالي براي تاثير شانس در ميزان حق کميسيون: اگر شخص الف معرف شخص ب باشد، سپس شخص ب شخص ج را که يکي از اقوامش است که در شهر ديگري دور از الف و ب زندگي ميکند معرفي کند. اين روندي است که در MLM مرسوم است. ممکن است فرد ج فردي با استعداد و قوي در توزيع باشد. حال فرد الف نميتواند در فروش و فعاليتهاي ج شرکت کند يا حتي ممکن است او را نشناسد ولي بخاطر اينکه ج خيلي خوب فعاليت ميکند. کميسيون زيادي نسيب الف ميشود. در واقع شانس در ميزان پرداخت پول در هر طرح MLM با بيش از دو سطح بشدت دخيل است. اگرچه برخي توزيعکنندهها با زيرمجموعههايشان کار ميکنند ولي همه نميکنند و نميتوانند همکاري کنند. در حاليکه بخاطر زيرمجموعههايشان پول دريافت ميکنند. راه حل: براي اينکه طرح MLM دچار اين حالت نشود بايد هيچ حق عضويت (پول يا شي با ارزش) را از توزيعکننده جهت اجازه به فعاليت در طرح بازاريابي نگيرد. اين مطلب شامل هزينههاي لازم جهت تبليغ فروش يا لوازم مورد نياز براي فروش نميشود. 2- هرمهاي غير قانوني نوع ب: اين هرمها که عمدتاً جديدتر هستند به عناوين "طرح ارجاعي زنجيرهاي مشتري به مشتري" (20) يا "طرح زنجيرهاي بيپايان" (21) معروف هستند. اينها با حالت بختآزمايي فرق دارند و نياز به بررسي ميزان دخالت شانس نيست. همين ارم که بايد فرد يا افرادي را معرفي کند تا آنها هم همني عمل را تکرار کنند، قانون را نقض ميکند. "در واقع مشتري جنس يا خدماتي را خريداري ميکند که به آن نيازي ندارد يا اگر به آن احتياج دارد بدليل انگيزه شرکت در طرح، آنرا با قيميت بالاتر از بازار عمومي خريداري ميکند (22)". در ايالات متحده آمريکا برخورد با اينگونه MLMها غالباً توسط ئو ارگان زير انجام ميشود: a. U.S. Federal Trade Commission (USFTC)(I) b. State Attorney General Consumer Protection Offices راه حل: براي اينکه MLM دچار اين حالت نشود بايد بين توزيعکننده (23) و مشتري (24) تفاوت باشد. مشتري شخصي است که در طرح بازاريابي شرکت فعاليت نميکند و جنس را براي مصرف خريدهاست (25). ولي توزيعکننده در طرح فعاليت ميکند و تقش واسط را در سيستم بازاريابي سنتي اجرا ميکند. علاوه براين به جهت اينکه طرح بازاريابي دچار حالت الف نشود بايد هيچ هزينه يا چيز با ارزشي از توزيع کننده جهت اجازه فعاليته در طرح گرفته نشود. در واقع مشتري نميتواند توزيعکننده باشد وبلعکس (26). تنها ذکر اين مطالب در جزوات و وسايلي که شرکت براي بازاريابي از آنها استفاده ميکند، کافي نيست و بايد بر اجراي آنها هم نظارت داشته باشد. شرکت هم مي تواند به تويعکنندههايي که اين قوانين را رعايت نکنند حق بازاريابي نپردازد. در کنار مسائل گفته شده ميزان مشتري به توزيع کننده هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ قيمت مجموع فروش در قانوني بودن يا غير قانوني بودن قعاليتMLM نقش مؤثري دارد. با توجه به مطالب گفته شده ميتوان نشانههاي سالم بودن يا ناسالم بودن فعاليت يک طرح MLM را بصورت زير خلاصه کرد: 1- براي اينکه فردي، توزيعکننده يک MLM سالم و قانوني شود، نبايد نياز به خريد هيچ چيزي با پرداخت هيچ هزينهاي باشد. "حتي خريد جنسي با قيمت واقعي" يا يک مجموعه. در برخي ايالتهاي آمريکا يک سپرده قابل برگشت نسبتاً کم مجاز است. فقط بايد کاملآً قابل برگشت باشد و بريا برگشت سپرده هم نياز به پرداخت هيچ هزينهاي يا خريد هيچ چيزي نباشد. يکي از علائم طرحهاي هرمي اين است که منبع اصلي پرداخت حق کميسيونها مبالغي است که از توزيعکنندهها جهت دادن اجازه فعاليت گرفته ميشود. "اگرچه ممکن است در اين کار از محصولات يا خدماتي که خريدار به آنها نياز ندارد بعنوان سرپوش استفاده شود." علاوه بر اين نبايد براي معرفي توزيعکنندههاي ديگر بورسانتي پرداخت شود و تنها باطر فروش محصولا يا خدمات بايد حق کميسيون داده شود. 2- در MLM سالم و قانوني در جزوات آموزشي يا نرمافزارها و وسايل توزيع بايد واضح و صريح بيان شود که براي توزيعکننده شدن نياز به خريد هيچ چيزي نيست. 3- قانون 2 را نميتوان با اين طرح حذف کرد که: فرد الف ميخرد و به فرد ب ميفروشد، ب ميخرد و به ج ميفروشد. اين دقيقاً يک طرح غير قانوني مشتري به مشتري را نشان ميدهد که خريد روشي برابي توزيعکننده شدن است. 4- اگر شرکت وسايل، محصولات و خدمات بفروش نرسيده را با قيمت تجاري معقولانه (27) بازپس نگيرد. نشانهاي از طرح هرميبودن است. بارگزاري دارايي (28) پديدهاي است که در طرحهاي MLM غير قانوني و ناسالم رخ ميدهد و به اين معني است که شرکت، شخصي را که ميخواهد در طرح بازاريابي شرکت کند مجبور به خريد چيزهايي که بهآن احتياج ندارد ميکند و يا اگر به آن احتياج دارد با قيميتي بالاتر از بازار عادي است. 5- آيا محصولات شرکت به مشتريهاي نهايي که به آن نياز دارند فروخته ميشود؟ اگر جواب نه است يا نه چندان، نشانهاي از ناسالم بودن فعاليت است. بازاريابي سالم مانند ديگر فعاليتهاي تجاري وابسته به فروش به مشتري است. درحاليکه MLMهاي غير قانوني و ناسالم از فروش به مشتري نهايي تاثير نميپذيرد. و سود بر مبناي تعداد اعضاء تازه است که محصول را ميخرند، نه بخاطر اينکه به آن نياز دارند، بلکه بخاطر اينکه بايد بخرند تا اجازه فعاليت در طرح به آنها داده شود. 6- نسبت ميزان خردهفروشي (فروش به مصرفکننده نهايي) به کل فروش MLM هم از لحاظ تعداد و هم از لحاظ قيمت نشاندهنده قانوني يا غير قانوني بودن فعاليت است. 7- قيمت محصولات فروشي در ساختار MLM بايد مشابه قيمت بازار سنتي باشد. تفاوت در قيمت فروش محصولات در ساختار MLM با بازار سنتي بايد معقولانه بوده و در واقع بايد بتواند از لحاظ قيمت يک بازار رقابتي را ايجاد کند که مشتري تنها به صرف خريد محصول از آن خريد کند. نشانههاي هشدار دهنده فريب: 1- اصرار بر امضاء سريع قرارداد و توافق براي پرداخت مبلغ زيادي پول قبل از اينکه معامله بصورت قانوني انجام شود. 2- تعهد مبلغ غير عادي و بسيار زياد سود 3- بيان اين مطلب که سود براحتي يادر زماني کوتاه بدست ميآيد. 4- مبلغ اوليه که فراتر است از ارزش واقعي محصول يا مجموعه يا آموزش اينها تنها نشانههاي معدودي از تعداد کثيري از اينگونه سيستمهاي غير قانوني هستند. ولي در مورد هر MLM بايد يک بررسي و تحقيق خاص انجام شود. سخن آخر در پايان يادآوري اين نکته ضروري است که صرف بکاربردن عبارت بازاريابي چند سطحي يا شبکهاي يا هر نام ديگري هيچ تاثيري در هويت يک طرح بازاريابي ندارد و نمی تواند بيانگر سالم يا ناسالم بودن آن باشد. متاسفانه در جلسات پرزنت و در روند کاري شرکتهاي فعال در اين زمينه ديده ميشود که با سؤ استفاده از عدم آگاهي فرد شنونده يا افرادي که در شرف ورود به اين سيستمها هستند، با نسبت دادن طرح هرمي به يک شرکت و بيان کردن عبارت بازاريابي چند سطحي در ارتباط با شرکت خودع سعي در قانوني و سالم جلو دادن فعاليت خود دارند. اين چيز جز بازي با کلمات در جهت فريبدادن شنونده ، و بکار بردن واژگان معادل براي يک فعاليت نيست. موفق و پيروز باشيد. (1) Non-Governmental Organizations (NGO) (2) Deceptive Trade Practices (3) Money Laundering (4) Pyramid Scheme (PS) (5) Network Marketing (NM) (6) Multi-Level Marketing (MLM) (7) Airplane plans (8) Ponzi Schemes (9) Endless Chains (10) Direct Marketing (DC) (11) Independent Business Owner (IBO) (12) بطور مثال در روشهايي که از الگوهاي دوتايي(Binary) يا ماتريس محدود شده (Forced Matrix) استفاده ميکنند. (13) فعاليتهاي انجام شده در سال 1994 در روسيه و در سالهاي 1995-1998 در آلباني ياز نمونههاي بارز ادامه فعاليت اين ساختار ها تا سالهاي آخر قرن بيستم است. (14) Direct Selling Education Foundation – www.dsef.org (15) Pyramid Promotional Scheme (16) Chain referral sales plan (17) Chain distributor scheme (18) Referral or chain referral sales or leases (19) Pyramid sales structure (20) Customer-to-customer chain referral scheme (21) Endless chain scheme (22) بسياري از اينگونه MLMها جهت فريب، محصولاتي را بفروش ميرسانند که قيمت بازگاني مشخصي ندارند. مثلا اجناس کلکسيوني و ديگر اجناس منحصربفرد يا اجناس با مصارف خاص که بازار عمومي ندارندو داراي قيمت مشخصي نيستند. (23) Distributor (24) Customer (25) End-User (26) چنانچه براي دادگاه محرز شود که توزيعکننده جنسي را خريده است ولي دليل خريد آن بدستآوردن اجازه فعاليت در طرح بازاريابي نيست و از طرف شرکت هم اجباري براي خريد آن توسط توزيع کننده وجود نداشته است، اين خريد و فروش بلامانع است. (27) در قوانين برخي ايالتها حداقل قيمت برگشت، 90 درصد قيمت اوليه است. (28) Inventory Loading A) GENERAL LAWS OF MASSACHUSETTS, Chapter 93: Section 69. Definition; requirements (B) Barbara Rudolph, "Poof Go the Profits…" Aug 8 1994, 44. (C) Jarvis, christofer, "The Rise and Fall of Albania's Pyramid Schemes", International Monetary Fund, 2000(D) http://www.dsef.org/information2175/information_show.htm?doc_id=29897 (E) Oklahoma State Code, Business & Commerce Code – Chapter 17 "Deceptive Trade Practices" (F) Texas Sate Code, Business & Commerce Code – Chapter 17 "Deceptive Trade Practices" (G) Nebraska State Code, Chapter 87 Trade Practices, 87-301: terms, defined. (H) Alabama State Code, Section 8-19-5, Unlawful trade practices (I) Section 5 of Federal Trade Commission Act, "Deceptive Trade Practices" section. |
|||
| پليس: دو نفر از رابطان و بازاريابهاي شركت گلدكوئيست در يكي از رستورانهاي مشهد دستگير شدند. به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي به دنبال دريافت اخباري مبني بر فعاليت دو نفر در راستاي تبليغ شركت غير قانوني گلدكوئيست در يكي از رستوران ها، ماموران حوزه غرب فرماندهي انتظامي مشهد مقدس پس از هماهنگي هاي قضايي به محل مراجعه و متهمان را در حالي كه مشغول تبليغ شركت فوق بودند دستگير و به كلانتري انتقال دادند. از متهمان فرم هاي مخصوص خريد سهام شركت و كاتالوگ آن كشف شد. اين افراد از اين شركت خريد نموده و اقدام به بازاريابي براي آن نموده اند. پرونده متهمان به مقام قضايي ارسال گرديد. مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي با اشاره به غيرقانوني بودن فعاليت اين شركت ها از شهروندان خواست گول وعده هاي آنها را نخورند. |
||
فراخوان مقاله برای مبارزه با کوئست
از تمامی کسانی که می خواهند به مردم جهت عدم همکاری با کوئست آگاهی دهند تقاضای همکاری داریم.
به علت رشد قارچ گونه یا باکتری گونه یا هر نام دیگری تصمیم داریم از دوستان کمک بگیریم و منطقی ترین دلایل به علاوه با زبانی ساده و غیر تخصصی به بیان ضررهای اینگونه فعالیت ها بپردازند.از این سو خواهشمند هستم تمامی مطالب خود را که دارای خصوصیات زیر هستند به ادرس الکترونیکی پایین صفحه ارسال کنند:
۱-مطالب ساده و بدون غلط املائی باشد.
۲-مطالب ترجیحا فارسی تایپ شود.
۳-مطالب صریح و بی پروا باشد.
۴-از توهین به دیگران خودداری کنید.
۵-در صورت ارائه خبر یامطالب مهم دیگر حتما منبع خود را بنویسید. در غیر اینصورت اعتماد خواننده جلب نمی شود
۶-ماهم خود را موظف می دانیم تا نام صاحب اثر را بنویسیم.
بسیار از شما متشکر هستیم
بسیار هم از جناب حسن قربانی در مورد گرفتن غلط متن بالا متشکریم.
با سلام مطلب شماره ۴ به زودی بر روی وب می اید
| یکی از ادعاهای مروجان و طرفداران بازاریابی شبکهای این است که این نوع فعالیتها در کشورهای پیشرفته، مثلاً امریکا، قانونی است و بخش عمدهای از بازاریابیها به صورت شبکهای (مشابه گلدکوئست، گلدماین و مانند آنها) انجام میشود. نوشته حاضر متن و ترجمه بیانیه کمیسیون فدرال تجارت ایالات متحده امریکا (FTC) در سال ۲۰۰۰ میلادی در مورد MLM (بازاریابی چندسطحی) است. در این بیانیه تحت شرایطی این نوع بازاریابی قانونی شناخته شده است ولی اگر به این شرایط توجه کنید میبینید که نه تنها هیچ کدام از آنهایی که در کشور ما فعالیت میکنند مصداق آن نیستند بلکه هیچ بازاریابی چندسطحی، با بیش از یک سطح نیز قانونی شمرده نمیشود! برای اثبات این ادعا کافیست به قسمت زیر توجه کنید: «از هرگونه طرحی که شامل پرداخت پورسانتها برپایه به استخدام درآوردن توزیعکنندگان اضافی میشود بپرهیزید.» یعنی این بیانیه تنها حالتی را قانونی میداند که مشتریها برای فروش کالا یا خدمات به دیگران حقالزحمه دریافت کنند و نه برای وارد کردن توزیعکنندگان جدید. در این بیانیه به این نکته نیز اشاره شده است که فروش یک جنس یا ارایه خدمات در یک شبکه دلیل قانونی بودن آن نیست: «کالاها و خدمات مربوط، از ویتامینها گرفته تا کرایه اتومبیل ارایه میشود تا طرحها را قانونی جلوه دهند.» سعی کردهام در ترجمه بسیار دقیق باشم ولی از خوانندگان گرامی میخواهم در صورت مشاهده هر اشتباه کوچک یا بزرگ، در همین قسمت تذکر دهند. The Bottom Line About Multilevel Marketing Plans ماهیت طرحهای بازاریابی چندسطحی Multilevel or "network" marketing plans are a way of selling goods or services through distributors. These plans typically promise that if you sign up as a distributor, you'll receive commissions - for your sales and those of the people you recruit to become distributors. These recruits sometimes are referred to as your "downline." طرحهای بازاریابی چندسطحی (Multilevel) یا شبکهای (Network) راهی برای فروش کالاها یا خدمات از طریق توزیعکنندگان است. این طرحها نوعاً وعده میدهند که اگر شما به عنوان یک توزیعکننده ثبتنام کنید، پورسانتهایی را برای فروش و افراد دیگری که به خدمت میگیرید تا به توزیعکننده تبدیل شوند دریافت خواهید کرد. این کارمندها گاهی به عنوان «زیرمجموعه» شما نسبت داده میشود. Some multilevel marketing plans are legitimate. However, others are illegal pyramid schemes. In pyramids, commissions are based on the number of distributors recruited. Most of the product sales are made to these distributors - not to consumers in general. The underlying goods and services, which vary from vitamins to car leases, serve only to make the schemes look legitimate. برخی از طرحهای بازاریابی چندسطحی قانونی هستند. هرچند، برخی دیگر طرحهای هرمی (pyramid schemes) غیرقانونیاند. در طرحهای هرمی پورسانتها برپایه تعداد توزیعکنندگان به خدمت گرفته شده است. عموماً بیشترفروش محصول به این توزیعکنندگان است نه به مصرفکنندگان. کالاها و خدمات مربوط، از ویتامینها گرفته تا کرایه اتومبیل ارایه میشود تا طرحها را قانونی جلوه دهند. Joining a pyramid is risky because the vast majority of participants lose money to pay for the rewards of a lucky few. Most people end up with nothing to show for their money except the expensive products or marketing materials they're pressured to buy. پیوستن به یک هرم پرمخاطره است زیرا اکثریت افراد شرکتکننده پول خود را از دست میدهند تا اقلیتی خوششانس به سود برسند. بیشتر افراد کار خود را بدون هیچ اثری از پولهایشان به پایان میبرند مگر کالاها و وسایل بازاریابی گران قیمتی که مجبور شدهاند بخرند. If you're thinking about joining what appears to be a legitimate multilevel marketing plan, take time to learn about the plan. What's the company's track record? What products does it sell? Does it sell products to the public-at-large? Does it have the evidence to back up the claims it makes about its product? Is the product competitively priced? Is it likely to appeal to a large customer base? How much is the investment to join the plan? Is there a minimum monthly sales commitment to earn a commission? Will you be required to recruit new distributors to earn your commission? اگر شما در فکر پیوستن به یک طرح بازاریابی چندمرحلهای به نظر قانونی هستید، وقتی را برای شناسایی آن طرح صرف کنید. شرکت چه گذشتهای داشته است؟ چه کالاهایی را میفروشد؟ آیا کالاهایش به مقدار زیاد در بین عامه فروش دارد؟ آیا شرکت مدرکی برای اثبات ادعاهای خود درباره کالاهایش دارد؟ آیا کالا به صورت رقابتی قیمتگذاری شده است؟ آیا شرکت شمار زیادی مشتری دارد؟ چه قدر باید سرمایهگذاری کنید تا به طرح بپیوندید؟ آیا الزامی برای حداقل فروشهای ماهیانه برای کسب یک پورسانت وجود دارد؟ آیا از شما خواسته میشود برای گرفتن پورسانت توزیعکنندگان جدیدی را به خدمت بگیرید؟ Be skeptical if a distributor tells you that for the price of a "start-up kit" of inventory and sales literature - and sometimes a commitment to sell a specific amount of the product or service each month - you'll be on the road to riches. Often consumers spend a lot of money to "build their business" by participating in training programs, buying sales leads or purchasing the products themselves. Too often, these purchases are all they ever see for their investments. اگر توزیعکنندهای به شما میگوید «به قیمت «لوازم اولیه» فهرست موجودی و دستورالعمل فروش (”start-up kit” of inventory and sales literature)، و گاهی الزام برای فروش میزانی معین از کالا یا خدمات در هر ماه، در مسیر ثروتمند شدن قرار خواهید گرفت»، شک کنید. اغلب مصرفکنندگان پول زیادی را برای «پایهگذاری تجارتشان» با شرکت در برنامههای آموزشی، خرید دستورالعمل فروش یا خرید خود محصولات صرف میکنند. اغلب، این خریدها، از دید آنها تماماً برای سرمایهگذاریهایشان است. Your Responsibilities مسؤولیتهای شما If you decide to become a distributor, you are legally responsible for the claims you make about the company, its product and the business opportunities it offers. That applies even if you're repeating claims you read in a company brochure or advertising flyer. The Federal Trade Commission advises you to verify the research behind any claims about a product's performance before repeating those claims to a potential customer. اگر شما تصمیم دارید یک توزیعکننده شوید، قانوناً مسؤول ادعاهایی که در مورد شرکت، محصولاتش و فرصت شغلیای که پیشنهاد میکند هستید. همچنین در قبال تکرار ادعاهایی که در بروشور شرکت یا برگه تبلیغاتی میخوانید مسؤولید. کمیسیون فدرال تجارت (The Federal Trade Commission) به شما توصیه میکند برای هرگونه ادعایی در مورد یک کالا، پیش از تکرار آن ادعا برای یک مشتری بالقوه، تحقیق کنید. In addition, if you solicit new distributors, you are responsible for the claims you make about a distributor's earnings potential. Be sure to represent the opportunity honestly and avoid making unrealistic promises. If those promises fall through, remember that you could be held liable. بهعلاوه، اگر توزیعکنندگان جدیدی را جذب میکنید، مسؤول ادعاهایی هستید که درباره درآمد بالقوه یک توزیعکننده میکنید. مطمئن شوید که فرصت شغلی را صادقانه معرفی میکنید و از دادن وعدههای واهی بپرهیزید. به خاطر داشته باشید اگر آن وعدهها اتفاق نیفتد، ممکن است مسوول شناخته شوید. Evaluating a Plan ارزیابی یک طرح The FTC suggests that you use common sense when evaluating a multilevel marketing opportunity and consider these tips as you make your decision: FTC پیشنهاد میکند وقتی فرصت بازاریابیای چند سطحی را ارزیابی میکنید عقل سلیم خود را به کار ببندید و برای تصمیمگیری این نکات را در نظر بگیرید: 1. Avoid any plan that includes commissions for recruiting additional distributors. It may be an illegal pyramid. 1. از هرگونه طرحی که شامل پرداخت پورسانتها برپایه به استخدام درآوردن توزیعکنندگان اضافی میشود بپرهیزید. احتمالاً یک طرح هرمی غیرقانونی است. 2. Beware of plans that ask new distributors to purchase expensive products and marketing materials. These plans may be pyramids in disguise. 2. از هر طرحی که از توزیع کنندگان جدید درخواست خرید کالاها و ابزار بازاریابی با قیمت گران میکنند اجتناب کنید. این طرحها احتمالاً طرحهای هرمی تغییرقیافهداده هستند. 3. Be cautious of plans that claim you will make money through continued growth of your downline, that is, the number of distributors you recruit. 3. در برخورد با طرحهایی که ادعا میکنند شما با رشد زیرمجموعه خود، یعنی تعداد توزیعکنندگانی که به خدمت میگیرید، پولسازی میکنید محتاط باشید. 4. Beware of plans that claim to sell miracle products or promise enormous earnings. Ask the promoter to substantiate claims. 4. از طرحهایی که ادعا میکنند محصولات معجزهآسا میفروشند یا وعده درآمد هنگفت میدهند اجتناب کنید. از مروج طرح بخواهید ادعاهایش را ثابت کند. 5. Beware of shills - "decoy" references paid by a plan's promoter to lie about their earnings through the plan. 5. مراقب در دام افتادن در طرحهایی که در آن به اعضا پول داده میشود تا در مورد درآمدشان از طرح، اغراق کنند، باشید. 6. Don't pay or sign any contracts in an "opportunity meeting" or any other pressure-filled situation. Insist on taking your time to think over your decision. Talk it over with a family member, friend, accountant or lawyer. 6. در جلسات یا هرگونه موقعیت تحت فشار پولی نپردازید و از امضای هر قراردادی خودداری کنید. برای گرفتن زمانی برای تصمیمگیری اصرار کنید. با اعضای خانواده، دوستان، حسابداران یا حقوقدانان مشورت کنید. 7. Do your homework! Check with your local Better Business Bureau and state Attorney General about any plan you're considering - especially when the claims about the product or your potential earnings seem too good to be true. 7. وظایف خود را انجام دهید! با دایره محلی تجارت برتر (local Better Business Bureau) و با وکیل امین ایالت خود در مورد هر تجارتی که در نظر دارید مشورت کنید، مخصوصاً وقتی ادعا در رابطه با محصولات یا درآمد بالقوه بیش از آن است که واقعی به نظر برسد. 8. Remember that no matter how good a product and how solid a multilevel marketing plan may be, you'll need to invest sweat equity as well as dollars for your investment to pay off. 8. به یاد داشته باشید که تفاوتی نمیکند کالا تا چه حد خوب باشد و تا چه حد یک طرح بازاریابی چندسطحی قابل اعتماد باشد، شما باید به اندازه دلارهای سود حاصل از سرمایهکذاری، عرق بریزید. (نابرده رنج گنج میسر نمیشود!) The FTC works for the consumer to prevent fraudulent, deceptive and unfair business practices in the marketplace and to provide information to help consumers spot, stop and avoid them. To file a complaint or to get free information on consumer issues, visit www.ftc.gov or call toll-free, 1-877-FTC-HELP (1-877-382-4357); TTY: 1-866-653-4261. The FTC enters Internet, telemarketing, identity theft and other fraud-related complaints into Consumer Sentinel, a secure, online database available to hundreds of civil and criminal law enforcement agencies in the U.S. and abroad. FTC برای ممانعت از ورود مشتریان در فعالیتهای کلاهبردارانه، فریبنده و تجارتهای ناعادلانه فعالیت کرده و برای مشتریان اطلاعات لازم را برای شناسایی، توقف و پیشگیری آنها فراهم میکند. برای طرح شکایت و یا سایر اطلاعات رایگان مخصوص مشتریان، به نشانی اینترنتی www.ftc.gov مراجعه کرده و یا با شماره 1-877-FTC-HELP (1-877-382-4357); TTY: 1-866-653-4261 به صورت رایگان تماس بگیرید. FTC کلیه شکایات مربوط به اینترنت، تجارت تلفنی، دزدی هویت و سایر شکایات کلاهبرداری را وارد Consumer Sentinel میکند که بانک اطلاعاتی ایمن و online برای صدها دفتر اجرای قانون شهری و جنایی در امریکا و خارج آن است. آدرس اینترنتی بیانیه: http://www.ftc.gov/bcp/conline/pubs/alerts/pyrdalrt.htm |
||
خبر فوری................
کوئست قصد دارد در چند سال اینده سکه ای با این ضرب برای به اصطلاح کامندان بازاریاب خود بزند از تمامی کوئستی ها یا ماینی های عزیز برای همکاری با شرکت دعوت می شود
مبلغی جهت شرکت در کلاهبرداری به شماره حساب ۰۰۶۶۶۰۰شرکت آفتاب بانک فریب خوردگان واریز کنند. توجه داشته باشید کالا کولکسیونی است و فقط حدود ۶۰میلیون عددموجود است. صمیمانه تقاضا دارم که نام بانک را با دقت بنویسند.
فارس: اگر شركت گلدكوئيست طى چند روز آينده نسبت به پرداخت خسارات وارده به شاكيان اقدام نكند به شدت با اين شركت و نماينده آن در ايران برخورد خواهد شد. قاضى حميد رضا طائفى رئيس شعبه سوم دادسراى كاركنان دولت با اعلام اين مطلب افزود: تاكنون شركت گلدكوئيست هيچگونه حسن نيتى در جهت پرداخت خسارات از خود نشان نداده و فقط با طولانى كردن موضوع درصدد جذب افراد جديد به شبكه خود است. وى گفت: نماينده اين شركت در ايران جهت اعلام نظر دادسرا به شركت به دبى رفته است و چنانچه تا چند روز آينده خسارات تمامى مالباختگان يكجا توسط شركت پرداخت نشود از سوى قوه قضائيه برخورد قاطعى با تمامى عوامل اين شركت صورت مى گيرد و دفتر آن در تهران نيز پلمب مى شود. وى با بيان اينكه مطابق اعلام رسمى دادسرا فعاليت و جذب در اينگونه شبكه ها جرم تلقى مى شود گفت: چنانچه فردى به عضويت اين شبكه در آمده و درصدد جذب افراد ديگرى نيز باشد مجرم شناخته شده و از سوى دادسرا برخورد قاطعى با وى صورت مى گيرد. رئيس شعبه سوم دادسراى كاركنان دولت خاطرنشان كرد: عضويت در اين شبكه هاى غير قانونى باعث بروز مشكلات متعدد براى شهروندان شده كه علاوه بر اشغال ظرفيت هاى قضايى كشور سرمايه آنها نيز از بين خواهد رفت. گفتنى است شركت گلدكوئيست متعهد شد مبلغ ۲ ميليون دلار جهت پرداخت خسارت به مالباختگان ايرانى به صورت اقساط ۵۰ هزار دلارى پرداخت كند كه تاكنون فقط ۳ قسط آن پرداخت شده و شركت به جاى پرداخت پول اقدام به ارسال سكه كرده كه اين خود باعث سوددهى بيشتر اين شركت شده است. مقامات قضايى طى هشدارى به اين شركت درخواست پرداخت دو ميليون دلار را به صورت يكجا كرده اند كه شركت اين كار را تاكنون انجام نداده است.
منبع:شرق
| سخنگوي قوه قضائيه هر گونه اموزش و ارائه خدمات از طرف نمايندگان و يا اعضاي شرکت گلد کوئيست را بي اساس دانست و گفت اقدامات اين افراد متقلبانه و مجرمانه و باعث ايجاد اختلاف و نفرت در بين خانوادهها شده است. به گزارش واحد مرکزی خبر کريمي راد با بيان اينکه رسيدگي به پرونده فعاليت غيرقانوني شرکت گلدکوئيست ادامه دارد گفت: 20 نفر از متهمان اصلي اين پرونده با قرار تامين وثيقه سنگين ازاد هستند. کريمي راد تصريح کرد يارگيري در شرکت گلد کوئيست متقلبانه است که بر اساس قانون تشديد مجازات ارتشا اختلاس و کلاهبرداري جرم محسوب مي شود و مجرمان علاوه بر رد اصل مال به حبس و جزاي نقدي معادل اصل مال محکوم مي شوند. وي گفت در پروندهاي که در تهران مطرح است شرکت ملزم به پرداخت غرامت شد اما نمايندگان شرکت به وعده خود عمل نکردند و دادسراي تهران نيز با اخطار جدي نمايندگان شرکت را ملزم به پرداخت غرامت کرده است و تعدادي از شکات به حق قانوني خود رسيدند. کريمي راد با توصيه به مردم و خوداري از سرمايه گذاري در اين نوع شرکتها اظهار داشت افراديکه متقاضي خريد کالا از اينگونه شرکت ها مي شوند و در يارگيري افراد ديگر را دچار مشکل مي کنند نمي توانند از غيرقانوني بودن فعاليت اين شرکتها اظهار بي اطلاعي کنند. سخنگوي قوه قضائيه خاطر نشان کرد شرکت هاي ديگري مانند روش گلدکوئيست در ايران فعاليت مي کنند که هنوز گسترده نشدهاند و تلاش دستگاه قضايي براي جلوگيري از فعاليت انها نيز ادامه دارد. کريمي با بيان اينکه برخوردهاي قوه قضائيه با نمايندگان شرکت گلدکوئيست قهرآميز نبود تصريح کرد دادسراي تهران با اطلاع رساني و مداخله در فعاليتهاي اين شرکت تلاش کرد تا حق مردم را احيا کند و اکنون بسياري از مردم از حضور در جلسات و يا مشارکت در اين شرکت ها خودداري مي کنند. سخنگوي قوه قضائيه در پايان اظهار داشت دستگاه قضايي با ايجاد دفتر سرمايهگذاري سالم و ستاد ارتقا امنيت با حضور نمايندگان قوا در جهت افزايش سرمايهگذاري سالم تلاش مي کند. منبع: روزنامه جام جم مورخ يكشنبه 26/4/1384 http://www.jamejamdaily.net/shownews2.asp?n=94998&t=fp |
||